<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ورقِ روشنِ وقت</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com</link>
<description>من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدیدِ وقت (سهراب سپهری)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 27 Dec 2025 06:40:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>فرودستان در تاریخ ایران</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1485</link>
<description>در روزهای دو هفته‌ای که گذشت مُدام به این کتاب فکر می‌کردم. به پناه بردن به این کتاب برای شنیدنِ صدای فرودستان. صدای تنهاترین آدم‌های بی صدای این سرزمین. و در نهایت، مرضیه‌ی روایت پاپلی یزدی در این قصه‌ی واقعی و وهم‌انگیز، در اثر آشنایی تصادفی با زنی خیر، از مسیری که او را به اجبار و وسوسه‌ی دلاله‌ای به‌نام رقی‌خانم، به سمت روسپیگری سوق می‌داد ،نجات پیدا کرد و خود به تدریج به زنی کارآفرین و یک فعال اقتصادی و اجتماعی بدل شد؛ اما پرسش اینجاست که آیا همه</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 06:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1485</guid>
</item>
<item>
<title>تلفنی که از تهران به صدا درآمد</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1484</link>
<description>نگاهی به کتاب «جریان های پنهان خانوادگی» تلفنی که از تهران به صدا درآمد زری پورجعفریان منتشر شده در روزنامه شرق امروز «ماجرایی شخصی الهام بخش این کتاب بود». در یکی از روزهای اسفند ۱۳۶۵ از تهران به افسانه نجم آبادی، نویسنده کتاب «جریان های پنهان خانوادگی» تلفن شد و مردی که آن طرف خط بود گفت شوهر خواهر اوست. افسانه تا آن لحظه نمی دانست خواهری به نام مینا دارد. او شوکه شد و به دلایلی آن ادعا را باور نکرد.</description>
<pubDate>Sun, 21 Dec 2025 05:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1484</guid>
</item>
<item>
<title>زنان سیبیلو و مردان بی‌ریش</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1483</link>
<description>«زنان سیبیلو و مردان بی‌ریش» عنوان ِ کتابی جذابی از افسانه نجم‌آبادی است. با جست‌وجوی نامِ خانم نجم‌آبادی در فضای یوتیوب به چند جمله درباره این کتاب رسیدم. کسی پرسید آیا با توجه به ممیزی و اینکه پژوهشگران امروز دیگر به‌راحتی می‌توانند نسخه‌ی اصلی کتاب را به انگلیسی بخوانند دلیلی برای ترجمه‌ی این کتاب وجود دارد؟ آن‌هم به شکلی که فقط بخشی‌هایی از آن ترجمه شده. چیزی از پاسخ خانمِ نجم‌آبادی نمی‌نویسم.</description>
<pubDate>Sun, 14 Dec 2025 11:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1483</guid>
</item>
<item>
<title>برام کاموا بخر</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1482</link>
<description>چون که از مادر حرف می‌زنند. سطرهایی از داستانِ «برام کاموا بخر»: چند روز پیش به مینا گفته بود: «کسی پشت سرم چیزی می‌گه؟» مینا گفته بود: «چی؟» «چرا این همه می‌گن جایی نرم، کسی پشت سرم چیزی می‌گه؟» «کی گفته؟» مرضی جون نگفته بود و بعد مینا در مسیرِ رسیدنِ به کافه ای که در آن با دوستانش قرار داشت به تکه‌های آینه‌ی شکسته‌ی قلبی‌شکل در دستش نگاه کرده بود. در خانه‌ی مادر بزرگ مهمانی بود. مادربزرگ زنده بود.</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 16:51:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1482</guid>
</item>
<item>
<title>چرا شد محو از یاد تو نامم؟</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1481</link>
<description>سطر به سطر خواندنی. کتاب نُه مقاله دارد. مقاله‌هایی ارزشمند از افسانه نجم‌آبادی، پژوهشگر حوزه‌ی زنان که به‌طور پراکنده در نشریات فارسی و انگلیسی‌زبان منتشر شده‌اند. سه مقاله‌ی فارسی با ویراستی تازه در این کتاب آمده است. نامِ کتاب «چرا شد محو از یاد تو نامم؟» عنوان یکی از مقاله‌هاست. مقاله‌ای که خلاصه‌ی کتابِ «حکایت دختران قوچان» است. «نجم‌آبادی در این کتاب به واقعه‌ی فروش و اسارت شماری از دختران قوچان و زنان باشقانلو در اواخر قرن نوزدهم و سال‌های منتهی به</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2025 12:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1481</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد آن «دَم» خیامی</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1480</link>
<description>در حال و هوای کتابِ «سینگورینگ» به یاد آن «دَم» خیامی منتشر شده در سایتِ انسان شناسی فرهنگ «سینگورینگ» خواندنی است. مثل مجموعه‌داستان‌های علی خدایی. این یکی داستان نیست. ناداستانی است با فصل‌هایی کوتاه برای معاشرتی دلپذیر. نشستن پای حرفِ نویسنده‌ای که در سال ۱۳۳۷ به دنیا آمده است. وقتِ خواندنِ کتاب یادِ «روزها در راه» شاهرخ مسکوب افتادم. روشنفکری که دست خواننده را می‌گیرد و با خودش می‌برد تا تهران سال ۵۷ و پاریس در سال‌های بعد از انقلابِ ایران.</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2025 11:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1480</guid>
</item>
<item>
<title>مالی لِین، کلایو و ورنان</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1479</link>
<description>نگاهی به کتابِ آمستردام مالی لِین، کلایو و ورنان آمستردام عنوانِ رمانِ کوتاه، خوش‌ساخت، خواندنی و قابل تاملی از ایان مک‌یوئن است. این کتاب با ترجمه‌ی شمیم هدایتی(۱۳۸۹-۱۳۶۰) از سوی انتشارات نیلا منتشر شده است. رمان اینطور شروع شده: «دو معشوقِ پیشین مالی لِین بیرونِ صحن مرده‌سوزی کلیسا منتظر ایستاده بودند؛ پشت به سوزِ سردِ فوریه.» کلایو لینلی و ورنان هَلیدِی دو دوست قدیمی که در مراسم خاکسپاری معشوق سابق مشترکشان، مالی لین شرکت کردند.</description>
<pubDate>Sun, 09 Nov 2025 08:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1479</guid>
</item>
<item>
<title>مبارزه ادامه دارد</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1478</link>
<description>تآتر، این وسیله‌ی توانمندِ بیانِ ارزش‌های انسانی، در عرصه‌های دشوارِ تضادهای طبقاتی، منطقه‌ای و نژادیِ امریکا اغلب راهبرِ ما بوده، نگرشی تازه به ما بخشیده، و پل‌های ارتباطیِ هر چند باریک و شکننده اما پُربار و ماندگاری در اختیارمان نهاده است. تآتر آینه‌ای در برابرِ ما می‌نهد و مجبورمان می‌کند با حقیقت‌های شخصی‌مان رو در رو شویم. تاتر قادرمان می‌سازد درونِ خود روحی تسخیرناپذیر را کشف کنیم که، حتا از فرازِ حصارهای بلندِ اجتماعی، می‌تواند آن مسائلِ مشترکی را</description>
<pubDate>Sat, 08 Nov 2025 09:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1478</guid>
</item>
<item>
<title>روزها در راه</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1477</link>
<description>. برای به سرانجام رساندن یادداشتی که نیمه‌کاره مانده بود امروز دوباره «روزها در راه» را ورق زدم. رسیدم به این سطرها: «كلك» تازه امروز از تهران رسید قسمتی از مصاحبه با بنو‌عزیزی را از «سیاست و فرهنگ» گذاشته‌اند. ... و اما نکته جالب توجه در شماره اخیر ماست‌مالی جانانه‌ی مرگ زریاب است با وجود چند مقاله‌ی پر از ستایش. به‌طوری که می‌گویند علت مرگ او بی‌توجهی و سهل‌انگاری ... بوده است که بدون در نظر داشتن چند بیماری توأم و با همِ او (قلب و قند و ...) کارش را</description>
<pubDate>Tue, 04 Nov 2025 06:20:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1477</guid>
</item>
<item>
<title>فرهنگ ما در امر عشق بسیار گول‌زننده است</title>
<link>https://zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1476</link>
<description>در فرهنگ ما «عشق آمدنی است» نه گرفتنی، به کوشش به دست نمی‌آید.(احمد غزالی، حافظ و ...) عشقِ جسمانی هم در منظومه‌های عاشقانه‌ی ما از راه دیدن تصویر (خسرو و شیرین) یا در رؤیا (همای و همایون) ناگهان سر می‌رسد، مانند نزول وحی؛ اراده انسان در آن دستکم در آمدنش دخیل نیست؛ مگر در وحدت وجود که در آن اراده انسان و خدا یکی است ولی این، در کار گذران روزانه خیلی انتزاعی است و فقط کاربردی ذهنی دارد - نه عملی - و آن هم در نزد کسانی انگشت‌شمار.</description>
<pubDate>Tue, 04 Nov 2025 06:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zahrapurjafarian</dc:creator>
<guid>zahrapurjafarian.blogfa.com/post/1476</guid>
</item>
</channel>
</rss>
