همیشه استاد

شرق: سی‌وهفتمین نشست از سلسله نشست‌های رخداد تازه‌ مستند با نمایش فیلم کمتر دیده‌شده‌ «سینمای ایران: از مشروطیت تا سپنتا» (١٣٤٩) به کارگردانی محمد تهامی‌نژاد و با حضور شماری از چهره‌های فرهنگی و هنری برگزار شد.
پوریا جهانشاد، مدیر گروه رخداد تازه مستند، در ابتدای نشست از روند متفاوت برگزاری این جلسه به‌ دلیل مقارن‌شدن آن با پایان سال خبر داد. او ضمن اشاره به فعالیت گروه رخداد تازه مستند حول ترم مستند جامعه‌شناختی و ترویج نگاه انتقادی جامعه‌شناسی در سینمای مستند از راه پژوهش، ترویج و آموزش، بر اهمیت تعامل حوزه‌های جامعه‌شناسی و سینمای مستند تأکید کرد. جهانشاد ابراز كرد: «رخداد تازه مستند قصد دارد در پایان هر سال از
پژوهشگر- مستندسازی که با فعالیت‌هایش تلاش کرده پلی بین علوم اجتماعی و سینمای مستند بزند، قدردانی کند و در همین راستا در سال جاری از محمد تهامی‌نژاد که فعالیت‌هایش تأثیرات بسیار زیادی در اقشار مختلف از جامعه‌شناس، سینماگر، معمار و شهرساز داشته است، تقدیر می‌کند. او ابراز امیدواری کرد که این روند تداوم داشته باشد و رخداد تازه مستند بتواند به سهم خود از تلاش‌های استادانی مانند تهامی‌نژاد قدردانی به عمل آورد».
محمد تهامی‌نژاد پس از نمایش فیلم به ارائه توضیحاتی درباره روند شکل‌گیری فیلم پرداخت و با اشاره به مشکلاتی مانند دسترسی به شخصیت‌ها و فیلم‌هایی که در این مستند از آنها استفاده شده، گفت: «این فیلم قدیمی‌ترین سند از یک دوره از تاریخ سینمای ایران است؛ اما متأسفانه سال‌هاست که هیچ نسخه کپی از فیلم وجود ندارد. این فیلم با وجود اهمیتش در هیچ دوره‌ای نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن مورد عنایت و توجه قرار نگرفت».
او در ادامه با اشاره به استفاده از سایه‌بازی، پرده‌خوانی و نقالی در فیلم به ارائه توضیحاتی در زمینه لزوم توجه به تاریخ نمایش در ایران و دستاوردهای نمایشی قبل از سینما پرداخت.
علیرضا قاسم‌خان، معاون پژوهشی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در ادامه نشست درباره این فیلم گفت: «سینمای ایران: از مشروطیت تا سپنتا» برخاسته از گفتمانی است که در دهه‌های ٣٠ و ٤٠ در ایران شکل گرفته و در حقیقت سازمانی مثل رادیو و تلویزیون ملی خواسته فیلمی به‌هر‌دلیل درباره تاریخ سینمای ایران ساخته شود. این فیلم گفتمانی را که در جامعه حاکم است، با همه پستی و بلندی‌هایی که داشته، نشان می‌دهد. باید در بحث‌هایی درباره فیلم به وضعیت اجتماعی و گفتمانی که آن روزها بوده، توجه کنیم تا فیلم معنادارتر جلوه کند».
در ادامه ویدئویی از صحبت‌های دکتر بهرنگ صدیقی، جامعه‌شناس و عضو رخداد تازه مستند، پخش شد. او سینمای مستند ایران را از بسیاری جهات مدیون محمد تهامی‌نژاد دانست؛ مدیون فکرکردن‌های مدام، پیشتازی در بسیاری از حوزه‌های سینمای مستند، پژوهش‌های مستمر، پیگیر و پردامنه در حوزه‌‌هایی که زندگی امروز و جامعه ما با آن گره خورده و فیلم‌هایی که هر‌یک اعتبار سینمای مستند ایران هستند و نشان منش بی‌بدیل او.
در بخش دیگری از این برنامه رضا حائری، مستندساز و از اعضای رخداد تازه مستند، متنی را از سوی دکتر احمد ضابطی‌جهرمی خواند. ضابطی‌جهرمی خدمتی را که تهامی‌نژاد با دوربین و قلمش برای درک علمی استنادی تاریخ‌نگاری سینمای میهن خود کرده است، کم‌نظیر و استثنائی دانست و تأثیر تأیید‌کننده نوشته‌ها و ترجمه‌های ارزشمند او را بر رشد و بالندگی سینمای مستند ایران انکارناپذیر و ستودنی برشمرد.
در ادامه نشست رخشان بنی‌اعتماد ضمن تشکر از اعضاي رخداد تازه مستند به دلیل تدارک این دیدار بهاری و پرداختن به این موضوع فوق‌العاده گفت: «آقای تهامی‌نژاد همیشه استاد بود، حتی موقعی که موهایش سپید نبود؛ به همه دلایلی که دوستان برشمردند. حضور او در طرف سایه دانایی بود و او برای همه ما در فیلم‌ساختن، پژوهش، نگاه به جهان و حساسیت‌های اجتماعی‌اش سمت استادی داشت و دارد».
سخنران بعدی نشست محمدرضا حائری، معمار و شهرساز، بود. او با اشاره به دوستی و علایق مشترکی که بین او و محمد تهامی‌نژاد وجود دارد، تهامی‌نژاد را به‌عنوان الگویی در زندگی حرفه‌ای خود برشمرد و از کنش حرفه‌ای او و تلاش صادقانه‌اش بدون هیچ‌گونه تظاهر و ریا گفت و متن، تحقیق و آنچه را او عرضه می‌کند، راهگشای آینده دانست.
فرشاد فداییان، از دیگر مستندسازان حاضر در این نشست، با تأکید بر اهمیت پرداختن به کار تهامی‌نژاد گفت: «این فیلم بخشی از معرفت سینمایی ماست و نباید در گوشه‌ای خاک بخورد. شاید کوتاهی از مرکز گسترش سینمای مستند یا کوتاهی منتقدان و تاریخ‌نویسان مستند باشد. این کار باید به جای تئوری‌های پراکنده و کلی در درس‌های کلاس مستندسازی انجام می‌شد».
فداییان در ادامه با اشاره به اینکه تهامی‌نژاد همیشه در نظر ما جوان است، گفت همیشه احساس می‌کنیم که با یک جوان طرف هستیم و بوی کهنگی، استادی و در‌جازدگی در او نیست. همیشه می‌پذیرد و با جست‌وجوگری ِمدام، خودِ جوانی است.
در ادامه آذر تشکر، جامعه‌شناس و از اعضای رخداد‌ تازه ‌مستند، با اشاره به پیوند جامعه‌شناسی و سینمای مستند گفت: «جامعه‌شناسان خیلی با متن سروکار دارند و حالا کم‌کم می‌آموزند که به تصویر نگاه کنند و یاد بگیرند. به این دلیلِ ساده که تصویر از امر استثنا بیرون آمده و تبدیل به امر روزمره شده؛ بنابراین یک جامعه‌شناس نمی‌تواند به تصویر بی‌تفاوت باشد. من از آثار و نوشته‌های آقای تهامی‌نژاد چیزهای زیادی یاد گرفتم. در پیوند جامعه‌شناسی و مستند، آقای تهامی‌نژاد و کارهایش جزء بضاعت ماست. فعالیت جامعه‌شناسان و مستندسازان باید با هم پیوند بخورد. این کاری است که ما در رخداد سعی کردیم به آن پردازیم». در پایان لوحی به رسم یادبود از سوی نیلوفر نیکسار معمار و فعال در زمینه پژوهش‌های بینا‌رشته‌ای معماری به نمایندگی از اعضاي رخداد تازه مستند به محمد تهامی‌نژاد اهدا شد؛ لوح سپاسی که از سوی نیکسار در شرکت معماری استودیو ١٢– از حامیان رخداد‌ تازه ‌مستند- طراحی شده بود.
تهامی‌نژاد پس از دریافت لوح گفت: «صدایم درنمی‌آید. در سکوت هم البته می‌توان تشکر کرد. ممنونم که من را به یاد آوردید. فکر می‌کردم ممکن است نسل جدید دیگر من را نشناسد؛ اما حالا می‌بینم که این‌طور نیست. ٧٥‌سالگی سن زیادی نیست. نمی‌دانم چند سال دیگر باشم؛ اما امیدوارم که بتوانم همچنان کار کنم».
این نشست با قدردانی تهامی‌نژاد از همسرش که در جلسه حضور نداشت، به پایان رسید.

http://www.sharghdaily.ir/News/117513/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF

رخداد تازه مستند

 

ارتباط سینما با علوم اجتماعی و بویژه جامعه‌شناسی هیچ‌گاه گسسته نبوده است؛ اما هیچ‌گاه هم این ارتباط همانند سال‌های اخیر در کانون توجه کارشناسان و محافل دانشگاهی قرار نداشته است. سینما محصول صنعتی‌شدن و مدرنیته است و جامعه‌شناسی نیز در نظر بسیاری متخصصان، علم مطالعه روابط و مناسبات اجتماعی در همان جوامع شهری است که سینما در آنجا پا گرفته است. همه ما بارها و بارها دربارۀ تأثیرات این مدیوم هنری بر شیوۀ زیست و تفکر در جوامع متفاوت شنیده و خوانده‌ایم؛ از منتقدانی که سینما را ابزار تحمیق توده‌ها فرض کرده‌اند، تا دولت‌مردان نگرانِ نفوذ فرهنگ بیگانه که خود جهت تسلط ایدئولوژیک بر دیگران از همین ابزار استفاده می‌کنند. همین دلایل نشان می‌دهد باور به این‌که رسانه‌هایی چون سینما تنها نمایانگر وضعیت موجودند و سهمی در شکل‌دهی به واقعیت اجتماعی ندارند، تا چه حد ساده‌انگارانه است. در رشد و گسترش چنین باورهایی سهم سینمای مستند حتی بیش‌تر از سینمای داستانی است. سینمای مستند اغلب با ادعای ثبت بی‌طرفانۀ جهان پیرامون، تلاش داشته است خود را تنها امکان عرضۀ واقعیت اجتماعی معرفی کند. ازاین‌رو در تصور بسیاری از افراد، مستندهای اجتماعی با نمایش مناسبات رایج در جامعه و معضلات آن نقش مهمی در آگاهی‌بخشیِ اجتماعی ایفا می‌کنند. اما تلقیِ ذات‌گرایانه از واقعیت که بر این تفکر حاکم است با بازتولید وضعیت موجود، آشکارا راه را برای ادامۀ نفوذ و کنترل جامعه از جانب صاحبان قدرت هموار می‌کند. این همان نقد خانمان‌براندازی است که جامعه‌شناسی انتقادیِ امروز، هم بر اسلاف خود، هم بر باورهای منتج از آن اندیشه‌ها که راه به مقولۀ بازنمایی گشوده‌اند، وارد می‌کند. پرهیز از اصالت‌بخشیدن به واقعیت و تلاش برای آشکارسازیِ سازوکار گفتمان‌های قدرت که برسازندۀ واقعیت موجودند، عمده راه‌کاری است که جامعه‌شناسان امروزی برای خروج از وضعیت فعلی به مستندسازان پیشنهاد می‌دهند.

مستند جامعه‌شناختی نامی است که طی چند سال اخیر از دل همین تفکر انتقادی برآمده و بر شیوه‌هایی از مستندسازی تکیه دارد که به‌لحاظ عمل‌کردی و معرفت‌شناختی تفاوت‌های عمده‌ای با شیوه‌های رایج ساخت مستندهای اجتماعی دارد. حاصل ورود نگاه انتقادیِ جامعه‌شناسی به سینمای مستند تنها شکل‌گیریِ گونه‌ای فیلم مستند با ‌عنوان مستند جامعه‌شناختی نیست، بلکه گسترش و انتقال این نگاه به عرصه‌های نقد و نظر است؛ این‌که منتقدان و علاقه‌مندان سینمای مستند بتوانند در تفسیر مقولات واقعیت و بازنمایی با ویژگی‌های رهایی‌بخش روبرو شوند که مداخله و فعالیت را جانشین انفعال می‌کند.
با چنین نگاهی بود که در تیرماه ۱۳۹۴ کارگروه مستند جامعه‌شناختی در اندیشکدۀ رخداد تازه پا گرفت. هدف از ایجاد این کارگروه صورتبندیِ نظریِ مستند جامعه شناختی، آموزش کارگاهیِ آن و ترویج این ایده بوده است. اکنون در دی ماه ۱۳۹۵ گرچه این اندیشکده به دلایلی تعطیل شده است، اما اعضای کارگروه مستند جامعه شناختی در قالب گروه رخداد تازۀ مستند، مصمم است فعالیت‌‌های پیشین را با همان پشتکار و وسواس پی بگیرد.مستند جامعه‌شناختی نامی است که طی چند سال اخیر از دل همین تفکر انتقادی برآمده و بر شیوه‌هایی از مستندسازی تکیه دارد که به‌لحاظ عمل‌کردی و معرفت‌شناختی تفاوت‌های عمده‌ای با شیوه‌های رایج ساخت مستندهای اجتماعی دارد. حاصل ورود نگاه انتقادیِ جامعه‌شناسی به سینمای مستند تنها شکل‌گیریِ گونه‌ای فیلم مستند با ‌عنوان مستند جامعه‌شناختی نیست، بلکه گسترش و انتقال این نگاه به عرصه‌های نقد و نظر است؛ این‌که منتقدان و علاقه‌مندان سینمای مستند بتوانند در تفسیر مقولات واقعیت و بازنمایی با ویژگی‌های رهایی‌بخش روبرو شوند که مداخله و فعالیت را جانشین انفعال می‌کند.
با چنین نگاهی بود که در تیرماه ۱۳۹۴ کارگروه مستند جامعه‌شناختی در اندیشکدۀ رخداد تازه پا گرفت. هدف از ایجاد این کارگروه صورتبندیِ نظریِ مستند جامعه شناختی، آموزش کارگاهیِ آن و ترویج این ایده بوده است. اکنون در دی ماه ۱۳۹۵ گرچه این اندیشکده به دلایلی تعطیل شده است، اما اعضای کارگروه مستند جامعه شناختی در قالب گروه رخداد تازۀ مستند، مصمم است فعالیت‌‌های پیشین را با همان پشتکار و وسواس پی بگیرد.
فعالیت‌های پژوهشی
اعضای کارگروه در گام‌های نخست به صورت‌بندیِ نظری ایده مستند جامعه شناختی پرداختند که در متونی در رسانه‌های متفاوت منتشر شدند. اکنون نیز فعالیت پژوهشی گروه رخداد تازۀ مستند، حول این ایده همچنان ادامه دارد و دامنه‌اش علاوه بر نظرورزی در خصوص این ایده مشتمل است بر:
مرور رویکردهای نظریِ مشابه در این عرصه و بهره‌گیری از آن‌ها برای بسط و گسترش این ایده
تعیین چارچوب‌هایی برای نقد گفتمان مسلط بر سینمای مستند با تکیه بر بینش جامعه‌شناختی
فعالیت‌های آموزشی
شیوۀ آموزشی که در اندیشکده رخداد تازه مدنظر بود، نظریه و عمل را هم‌پای هم می‌دید. بر همین اساس، دوره‌ای که طراحی شد و اجرایش به سال‌های آتی موکول شده بود، مشتمل بر موارد زیر بود که اکنون نیز گروه رخداد تازۀ مستند پیگیر برگزاریِ آن در فرصت مناسب است:
آموزش‌ بینش جامعه‌شناختی
آموزش نظریِ ایدۀ مستند جامعه‌شناختی
آموزش کارگاهی و میدانیِ روش تحقیق جامعه‌شناختی
آموزش کارگاهی و عملیِ مهارت‌های مستندسازی، از جمله فیلم‌برداری، تدوین، صدابرداری، نورپردازی و نظایر این‌ها
فعالیت‌های ترویجی
ترویج ایدۀ مستند جامعه‌شناختی از دیگر اهدافی بود که کارگروه مستند جامعه‌شناختی دنبال می‌کرد. این مهم با برگزاریِ نشست و تولید محتوا در قالب‌های گوناگون دنبال شده بود و گروه رخداد تازۀ مستند نیز به همان شیوه نشست‌ها را ادامه می‌دهد. نشست‌ها اختصاص به نمایش فیلم مستند و گفت‌وگو با سازندگان دارد. انتخاب فیلم‌ها نیز بر مبنای برخورداری‌شان از مؤلفه‌های مستند جامعه‌شناختی صورت می‌گیرد؛ ویژگی‌هایی که این‌جا به‌اجمال و در مقالات متعدد به‌تفصیل آنها را برشمرده‌ایم. با این حال، با توجه به تازه بودن ترم مورد بحث، یافتن فیلم‌هایی که واجد کلیه ویژگی‌های مورد نظر باشند، اگر نه غیرممکن که بسیار دشوار است. بنابراین در انتخاب فیلم‌ها به معیارهای دیگری نیز توجه داریم، از جمله تواناییِ فیلم‌ساز در پروراندن نگاه انتقادی، تعداد نمایش‌های قبلیِ فیلم، و تواناییِ مستند در طرح مباحث تازه؛ هر چند ایجاد تعادل بین این معیارها به‌واقع کار ساده‌ای نیست.
فرم این نشست‌ها نیز، بنا به باور گروه رخداد تازۀ مستند (کارگروه مستند جامعه‌شناختی سابق) به تولید مشارکتیِ دانش، از فرم‌های معمول مبتنی بر سخنرانی و پرسش‌وپاسخ فاصله دارد. در این نشست‌ها تلاش می‌شود فضایی گفت‌وگویی بین عوامل فیلم و حضار فراهم شود. در نهایت ضمن تهیۀ گزارش نشست‌ها نقدهایی نیز با عینک جامعه‌شناختی بر آن‌ها نوشته می‌شود که ضمن انتشار در نشریه‌های عمومی به‌تدریج در وب‌سایت گروه رخداد تازۀ مستند، بازنشر می‌شوند.
در برگزاری دور تازۀ نشست‌های گروه رخداد تازۀ مستند، جمع بزرگی از مستندسازان و علاقه‌مندان به ترم مستند جامعه‌شناختی کمک‌حال گروه‌اند که این امر خود گواهی بر تأثیرات مثبت نگاه انتقادیِ جامعه‌شناسی بر حوزۀ فیلم مستند است.

اعضای گروه رخداد تازۀ مستند
پوریا جهانشاد (سرتیم گروه) / بهرنگ صدیقی / آذر تشکر /شروین مقیمی / رضا حائری / شیرین برق نورد / مهدی باقری

همکاران و مشاوران گروه رخداد تازۀ مستند
زینب تبریزی – هادی شریعتی – زهرا پورجعفریان – مسعود مشایخی – شهاب بلوکی – ناهید رضائی – متین ترکمانی – سام کلانتری – آزادی بیزارگیتی – مینا کشاورز – حمیده گل محمدی – رضوان سرمد

حامیان:
دفتر معماری استودیو ۱۲
موسسه رای بن مستند

پلاسکو

 
یادداشتی از فرهاد ورهرام در واکنش به حادثه ساختمان پلاسکو

ده سال قبل در مجموعه‌ای [بیست شب] به تهیه‌کنندگی اُرد عطارپور برای شبکه چهار تولید شد که سه فیلم آن به نام‌های «تهران چند درجه ریشتر» کار پیروز کلانتری، «وارونگی» کار روبرت صافاریان و «گذر شهر بر آب» کار فرهاد ورهرام به سه معضل مهم تهران (زلزله، آلودگی هوا و آب) پرداخته بود.
فیلم «تهران چند درجه ریشتر» ظاهراً یک‌بار در تلویزیون نمایش داده شد و در چند جشنواره موفقیت کسب کرد و بعد به دست فراموشی سپرده شد. این مجموعه می‌توانست سرآغاز تولید تعدادی فیلم از معضلات شهری باشد. بعدها فیلم‌های زیادی از تهران ساخته شد که بیشتر آن‌ها نگاهی نوستالژی به شهر داشتند، میدان‌ها، سینماها، قبرستان، مجسمه‌ها و ... که بسیار ارزشمند هم بودند.
هرچند مدت شهرداری نزدیک به زمانی خاص به صرافت سفارش تولید فیلم می‌افتد که خوبی‌اش این است تعدادی مستندساز درگیر کار می‌شوند. اما سؤال این است کاربرد این فیلم‌ها چیست؟ آیا فیلم «تهران چند درجه ریشتر» و «وارونگی» به‌جز ویژگی‌های ساختاری آن نمی‌توانست وجدان مسئولان را نسبت به اتفاقاتی که در آینده به وقوع می‌پیوندد بیدار کند؟ آیا مسئولان شهری نمی‌دانند که تهران شهری است بی‌دفاع؟ شهری که با ریزش برف و باران، یک راهپیمایی، آتش و زلزله و دیگر حوادث طبیعی و غیرطبیعی ناتوان و عاجز است.
سال‌هاست که کارشناسان، شهرداری را از گودبرداری زمین، ساختن ساختمان‌های بلندمرتبه بر حذر می‌دارند و در مقابل شهرداری با افتتاح هر پروژه با صرف صفت عالی (عمیق‌ترین، بلندترین، پرپیچ ترین، بزرگ‌ترین در خاورمیانه) پروژه‌های خود را افتتاح می‌کند.
اگر مسئولان شهرداری در عوض تولید فیلم‌های تبلیغاتی و نصب بنرها با هزینه‌های کلان و با شعارهای نازل در جهت مصرف آب‌وهوای سالم و قوانین شهروندی و نصیحت‌های عامیانه به اهمیت سینمای مستند در جهت آموزش، هشدار، پیش‌بینی حوادث توجه کمی می‌کرد و در تکثیر و نمایش آن‌ها در وسایل ارتباط‌جمعی و یا مدارس و سالن‌ها کمر همت می‌بست، امروز ما شاهد فروریختن ساختمان پلاسکو و جان باختن تعدادی از مأموران آتش‌نشانی شریف نبودیم.

پنجاه سالگی

 

مرتضی ندایی مستندساز درگذشت

«پنجاه سالگی» را دوست داشتم. این فیلم را صبا ندایی درباره پدرش مرتضی ندایی هنرمند مستندساز ساخته است. خوشحالم که با آقای ندایی بیشتر آشنا شدم و گوشه ای از تجربه روزهای سختِ زندگی ِخانواده ای دوست داشتنی را دیدم.
در قسمتی از فیلم آقای ندایی از وضعیت شعلیِ بی ثبات خود و نگرانی برای خانواده و بچه هایش گفت. مشاور گفت این نگرانی را همه دارند و پرسید شما مگه فیلم مستند نمی سازید؟ آقای ندایی گفت: چرا.. از طریق مستند نمی شه درآمد داشت. خیلی به ندرت به جاهایی که نیاز دارند باید مراجعه کرد باید بپذیرندکه این فیلم رو ما بسازیم اگه نپذیرند تو نمی تونی هیچ کاری کنی. بهترین طرح را هم داشته باشی نمی تونی.
جای دیگری از فیلم آقای ندایی از خدا گفت: من همیشه سعی کردم موجود خوبی باشم. حقم نیست. حقم نیست. مرسی مژگان جان... تو خدای منی.. هر چی که خوبه خداست دیگه، نیست؟

چشم استانبول

 

چشم استانبول در سینماحقیقت!

امروز در جشنواره حقیقت فیلم «چشم استانبول» ساخته‌ی فاتح کایماک و بینور کارائولی را دیدم. فیلم درباره «آرا گولر» عکاس ترکیه‌ای- ارمنی بود. او از داستان عکس‌هایش گفت، از استانبول، تاریخش و عکس‌هایی که دقیق‌ترین شکل حقیقت هستند.

آبی کم رنگ

 

لاهوتی: «آبی کم‌رنگ» روایتی متفاوت از زندگی چهار مجروح اعصاب و روان جنگ است

دیشب فیلم «آبی کم‌رنگ» ساخته‌ی آرش لاهوتی را دیدم. فیلم درباره جانبازان اعصاب و روانی است که در آسایشگاه زندگی می‌کنند. دوربین در آسایشگاه و زندگی این آدم‌ها رها نیست و به هیچ کدام از شخصیت‌ها آن‌چنان نزدیک نمی‌شود.

یکی از جانبازان دوست داشت به مرخصی برود. کسی که مسئول پیگیری درآسایشگاه بود به دخترِ او زنگ زد. دختر تمایلی برای بردن پدرش نداشت. از گفتگوی تلفنی فهمیدیم که مدتی طولانی است که به دیدن پدر نرفته است. برادر و خواهری هم که در فیلم دیدیم تقریبا همینطور بودند. فیلم به ما چیز زیادی درباره آنها نمی‌گفت. 

برایم اهمیت زیادی نداشت بدانم این ها در کدام عملیات یا چرا مجروح شده‌اند ترجیح می‌دادم گفتگوهای روزمره خودشان را بشنوم. بعید به نظر می رسد این آدم‌ها بعد از این‌همه سال در کنار هم بودن وقتی قرار است با هم حرف بزنند باز هم بگویند من در عملیات... مجروح شدم بعد...
در آسایشگاه چیز زیادی از آنها دستگیرم نشد وقی به مرخصی رفتند در خانه هایشان هم چیز زیادی درباره‌شان نفهمیدم. مادرِ با مقنعه در حال شستن پسرش در حمام چه کیفیتی از رابطه مادر و فرزندی در این شرایط را نشان می‌دهد؟ فیلم چیز زیادی از ارتباط این آدم‌ها با جامعه و مهم‌تر از آن خانواده‌های آنها و شرایط پیچیده‌شان نشان نمی‌دهد.

آقای هرتز

آقای هرتز به سینماحقیقت می‌آید!

دیشب فیلم مستند«آقای هرتز» ساخته صادق داوری فر را دیدم. رادیو هنوز هم برای عده ای رسانه مهمی است. آدم هایی در گوشه و کنار، روستاها و جاده ها هستند که در همین گستردگی فضاهای متنوع مجازی هنوز هم با رادیو رفیق و همراهند، برنامه هایش را دنبال می کنند و صدای گوینده ها، موسیقی و هر چیز دیگری که پخش می کند رنگی به روزهایشان می دهد. سید یکی از همین آدم هاست. او شخصیت ویژه ای است که علاقه ای عجیب به رادیو دارد. 

فیلم را دوست نداشتم. سر کردن با موضوع، میزان نزدیکی و صمیمیت با او مهم ترین چیزهایی هستند که من را به دنیای هر فیلم مستندی وصل می کنند. سید جز همین رادیو و صداها چیز دیگری در زندگی نداشت. انتخاب این موضوع و پرداختن به علاقه عجیب او به رادیو به نظرم جالب و ارزشمند رسید.

متهمین دایره بیستم

 

دیروز در جشنواره حقیقت فیلم «متهمین دایره بیستم» ساخته ی حسام اسلامی را دیدم. فیلم را خیلی دوست داشتم. ارتباط بسیار عمیق و انسانی کارگردان و موضوع کاملا به چشم می آمد. شش سال برای ساختن این فیلم زمان صرف شده بود و همین مساله به خوبی نشان می داد که کارگردان چه خوب و درست با موضوع فیلم مواجه شده است. فیلم ماجرای احسان -نوجوان بزهکار- و دوستانش بود. آنها گروهی بودند که ضبط ماشین می دزدیدند و بعد به مرور کارهای دیگری را تجربه کردند. کارهای هیجان انگیزی که درآمد خوبی داشت و البته بیشتر مواقع با ترس از دستگیری، پلیس و آگاهی همراه بود. 

یکی از پسرها می گفت من با همین کار شبی دویست تومن درمیارم چه کار دیگه ای می تونم بکنم همچین درآمدی داشته باشه؟ تو خودت حاضری تو این شرایط بری سراغ یه کار دیگه؟ 

ما احسان را در این دوره شش ساله دیدم. او تصمیمات تازه ای گرفت و در فیلم پدر شد. 

از آشنایی با احسان، دوستانش، مرکز حمایت از کودکان کار و عموعلی خوشحالم. عموعلی به احسان می گفت همین که تو زنده ای یعنی دکتر شدی همین که معتاد نشدی.

پرداختن به موضوعی این چنینی-بزهکاری نوجوانان- به این خوبی شگفت انگیز است. کارگردان فیلم نمی خواست فضای تیره و غم انگیزی را نشانمان بدهد تا گریه کنیم. احسان برای او سوژه ای برای ساختن فیلم نبود. ما احسان واقعی را باید می دیدیم. 

حقیقت بهترین راهنماست

 

آیا ما اجازه داریم صدا و تصویر افراد را بدون اطلاع به آنها ثبت و منتشر کنیم و بعد که فیلم‌مان را ساختیم زنگ بزنیم و بگوییم بیایید جشنواره فیلم ما را ببینید.
لیست فیلم‌های جشنواره حقیقت را می‌دیدم که اسمی آشنا و حضورش در یکی از فیلم‌ها نظرم را جلب کرد. زنگ زدم و پرسیدم جریان چیست؟ گفت از ماجرای فیلم خبر نداشته تا همین دیروز که زنگ زده‌اند و دعوتش کرده اند برای نمایش فیلم. 
قرار شد موضوع را مختصری پیگیری کنم. کارگردان را نمی‌شناختم تلفنش را هم پیدا نکردم. به نقش اصلی فیلم (کسی که فیلم درباره اوست) زنگ زدم و برایش توضیح دادم وقتی کسی این همه نزدیک است که ما می توانیم خیلی چیزها را درباره‌اش بدانیم آیا نباید بداند که ما قرار است فیلمی بسازیم که صدای او هم بخشی از آن است؟ بخشی از فیلم که اهمیت آن در حدی است که در بروشور معرفی فیلم جشنواره به آن اشاره می‌شود. نباید بداند مکالمه تلفنی‌اش را ضبط می‌کنیم و در فیلم از صدایش استفاده می‌کنیم؟ گفت: شما ظاهرا آشنایی ندارید. اگه بهش می‌گفتیم که دیگه مستند نمی‌شد فیلم می‌شد. بعد از شنیدن این جمله حرف دیگری برای گفتن نداشتم. دوست داشتم به دفتر جشنواره‌ای که اسمش حقیقت است زنگ بزنم و همه این ماجراها را بگویم اما اسم آشنا و مهربانی‌اش مانع شد. چون قرار نیست موضوع جدی‌تر پیگیری شود چیز بیشتری از فیلم یا کارگردانش نمی‌گویم.

سارا

 

امروز در رخداد تازه فیلم مستند «سارا» را دیدم. جذاب‌ترین اتفاقی که این روزها نظرم را جلب می‌کند تلاش افرادی است که نگاه متفاوتی به معلولیت دارند و سعی می‌کنند آگاهی درباره این موضوع ایجاد کنند تا معلولیت را بهتر بفهمیم و اینقدر آن را غیرعادی نبینیم.
دیدن این فیلم و گفتگوهای پس ازآن فرصت خوبی برای من بود تا دغدغه‌هایم نسبت به معلولیت و روزهای همراهی با دوستان انجمن نابینایان و جامعه معلولین اراک را در ذهنم مرور کنم و به رفتار خودم و جامعه با سارا و ساراها فکر کنم.
مادر سارا گفت: من و سارا و پدرش تو جامعه اصلا مشکل نداریم. مردم با ما مشکل دارند. ما می ریم یه جایی شام بخوریم به ما خیلی داره خوش می گذره اما ظاهرا اطرافیان ناراحتند.

*

درباره این فیلم در سایت رای بُن مستند بخوانید:

یافتن خویش در غیاب نور: کودک‌شدن‌های (۱) سینمای مستند - نگاهی به فیلم مستند "سارا"-[مهدی رفیع ]